الرئيسيةالرئيسية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 مقدمه: آشنایی اجمالی با بحث تد

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
SADEGH AFRAKHTEH



تعداد پستها : 2
Registration date : 2007-10-15

پستعنوان: مقدمه: آشنایی اجمالی با بحث تد   الجمعة أكتوبر 19, 2007 11:47 pm

الف. مفهوم تدبر:
«تَدبر»به معني «انديشيدن در پشت وماوراء امور» ميباشد كه «ژرف انديشي و عاقبت انديشي» را در نظر دارد. نتيجه اين ژرف انديشي و عاقبت انديشي «كشف حقايقي است كه در ابتداي امر و نظر سطحي، به چشم نميآمد.»
«كاوش در باطن و توجه به نتايج و عواقب امر» دو خصوصيت اساسي تدبر ميباشد چرا كه تلاش براي كشف عاقبت امور، بناچار انسان را از سطح به عمق ميكشاند.

ب. تدبر در قرآن و اهميت آن:
اين واژه (تدبر) چهار بار در قرآن بكار رفته است:
در سه آيه، قرآن مخاطبين خود را به تدبر در اعماق مقاصد پيام خويش دعوت نموده است كه آهنگ و سياق اين آيات نوعي توبيخ و اعتراض را بهمراه دارد:

1ـ «اَفلم يدبروا القول...»( مومنون/68)
(پس چرا در اين سخن (قرآن) ژرف نينديشند؟)

2ـ «اَفلا يتدبرون القرآن اَم علي قُلوبٍ اقفالها» ( محمد/26)
(پس چرا در قرآن ژرف نميانديشند؟ مگر بر دلهايي قفلهاي آن چيره گشته است.؟)

3ـ «اَفلا يتدبرون القرآن ولو كان مِنً عِنْدِ غير الله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً» (نساء/82)
(پس چرا در اين قرآن ژرف نميانديشند؟ و اگر از نزد غير خدا ميبود، در آن ناهماهنگي و تضاد بسياري مييافتند.)

اين آيه شريفه صريحاً مطرح مينمايد كه تنها راه فهم اعجاز قرآن «تدبر در قرآن» است چرا كه پيبردن به الهي بودنِ قرآن نياز به تعمق و ژرف انديشي دارد و الا در نظر سطحي، آيات، مركب از حروف و كلماتي است كه عرب با آنها تكلم مينمايد و تفاوتي در نظر سطحي و ابتدايي با كلام بشر ندارد بنابراين درك معجزه بودن آن نياز به عبور از اين ظاهر را دارد.
نكته ديگر آنكه «تدبر در قرآن» به «پيگيري سير آيات، يكي پشت سرِ ديگري و دقت در باطنِ ارتباطِ آنها» نيز نظر دارد، چرا كه كشف انسجام و هماهنگي و عدم وجود اختلاف، نيازمند پيگيري و بررسي آيات در يك سوره و آيات يك سوره با كل قرآن دارد تا معلوم گردد كتابي كه در طول 23 سال در فراز و نشيبهايِ زندگي پيامبر و در شرايط بسيار متفاوت از يكديگر، مطرح گشته است نميتواند ساخته و پرداخته ذهن بشر بلكه هر موجود مادي باشد كه پيوسته محكوم به تغيير و تحول و حركت از نقص بسري كمال نسبي خويش هستند بنابراين در امر تدبر در قرآن:

«كاوش و انديشه در كشف مفاهيم و روابطِ ناپيدايِ موجود در هر يك از آيات و ارتباط آيات با يكديگر و آن آيات با آياتِ ديگر سورِ قرآن»
مدنظر ميباشد.

4ـ «كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته وليتذكَّر اولوْ الالباب.»(ص/29)
«آن كتابي بسيار با عظمت –كه آنرا بسويت فروفرستاديم – و بسيار پر خير و بركت است تا كه در آياتش تدبر نمايند.»

با دقت و تامّل در سياق اين آيه در مييابيم كه بدون «تدبر در قرآن» نميتوان از ذخائر بيكران و پرخير و بركت كلام خدا بهرهاي جست و همچنين نميتوان از ظلمت شك و ترديد و حيرت و سرگردانيِ نفاق، خود را رهانيد و به ايماني راسخ و يقيني استوار، دست يافت.
حضرت امير در نهج البلاغه (خ106) ميفرمايد: تنها «شخص متدبر» ميتواند مغز و حقيقت ناب و خالص اسلام را دريابد:
«فجعله (الاسلام) أمناً لِمَن عَلِقَه … و فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ و لُبّاً لِمَن تَدَبَّرَ…»
(پس خداوند اسلام را امنيت قرارداد براي آنكه بدان متصل شود و … و فهم قرارداد براي آنكه تعقل كند و مغز قرارداد براي آنكه تدبر نمايد.)

اين بيانات «نقش اساسي تدبر» را در وصول به حقيقت قرآن و اسلام به ما نشان ميدهد.

ج. تدبر و تلاوت راستين قرآن:
طبق آيه شريفه بقره/121 كساني حقيقتاً به اسلام و قرآن ايمان دارند كه، كتاب خدا را آنگونه كه شايسته است تلاوت مينمايند:
«الذين آتيناهم الكتاب يتلونه حق تلاوته اولئك يومنون بِِِه…»
بنابراين آنكه اين تلاوت راستين و پيروي از قرآن را نداشته باشد از ايمان تهي و در زمره سرمايه باختگان است:
«... ومن يكفر به فاولئك هم الخاسرون. بقره /121
با مقايسه اين آيه شريفه با آيه سوره ص كه هدف از نزول و وسيله بهرهوري از قرآن را «تدبر در آيات» معرفي ميكند درمييابيم كه «تلاوت راستين» همان «جريان تدبر در آيات» ميباشد.
در حديث شريفي در تفسير آيه «يتلونه حق تلاوته...» به نكته فوق صراحتاً اشاره گرديده است:
( در سخن خداوند كه ميفرمايد «... يتلونه حق تلاوته...» كه به شيوه ترتيل آياتش را ميخوانند و معانيش را فهم ميكنند و به احكام آن عمل مينمايند و اميد به وعده الهي دارند و از عذابش در خوف و هراس بسر ميبرند و قصص را آنرا مجسم ميبينند و از مثلهايش عبرت ميگيرند، اوامرش را اجرا ميكنند و از محرماتش دوري ميگزينند؛
وآن ـ بخدا قسم ـ صرفاً با حفظ آيات و چينش منظم حروف و تلاوت سورهها و تحقيق يك دهم و يك پنجم قرآن حاصل نميشود ـ آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه كردند؛
و جز اين نيست كه آن (حق تلاوت) همان تدبر در آياتش ميباشد چرا كه خداوند ميفرمايد:
«كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته» (امام صادق ميزان الحكمه ج 1))

اين حديث شريف مطرح ميسازد كه «جريان تدبر» همان «جريان تلاوت راستين قرآن» ميباشد كه از «قرائت» شروع و با «فهم عميق» ادامه يافته و به «عمل» ختم ميگردد.
بر اساس اين حديث پر محتوي، تدبر در آيات «ترتيل آيات، فهم معاني، عمل به احكام، اميد به وعده الهي، خشيت از عذاب، تجسم نمودن قصص، عبرت از نمونه حوادث، اجراي اوامر و دوري از محرمات» را شامل ميشود با آنكه نه معناي لغوي «تلاوت» و نه معناي لغوي «تدبر» چنين محتوائي را با خود دارند لذا معلوم ميشود كه مقصود «جريان تلاوت راستين قرآن» بوده و با «جريان تدبر در آيات» وحدت دارد.

د. فرق قرائت، تلاوت، ترتيل و تدبر:
براي انس با قرآن، پنج عنوان «قرائت» «تلاوت»، «ترتيل»، «استماع و انصات» و «تدبر» در خود قرآن مطرح گريده است:
«فاقرءوا ما تيسر من القرآن» (مزمل / 20)
«اتل ما اوحي اليك من الكتاب» (عنكبوت / 45)
«ورتّل القرآن ترتيلا» (مزمل/4)
«أفلا يتدبرون القرآن» (محمد/24)
«و إذا قري القرآن فاستمعوا له و انصتوا...» (اعراف/204)

1ـ قرائت: بمعني «جمع كردن و بهم پيوستن» ميباشد ومقصود از آن در سخن«جمع و پيوستن حروف و كلمات» ميباشد كه با بهم پيوستن حروف، كلماتِ با معني و با پيوستن كلمات و حروف به هم، جملات مفيد ساخته ميشود.
در تعريف آن در كتب لغت ( مفردات) گفتهاند:
« قرائت، بهم پيوستن حروف و كلمات به يكديگر در جريان ترتيل»
است. از اين معناي دقيق بر ميآيد كه «قرائت» بعنوان جزئي از جريان ترتيل مطرح است.
2ـ تلاوت: بمعني «در پي آمدن، دنبال كردن» است به طوري كه بين تابع و متبوع چيزي جز تبعيت نباشد.
تلاوت قرآن،
«متابعت از قرآن در قرائت و دنبال كردن معاني و پيروي در عمل ميباشد.»
3ـ ترتيل: بمعني «جمع شدن وهماهنگي و نظام يافتن چيزي بر طريقي مستقيم» ميباشد ( معناي مجرد آن اين است.) اگر اين معناي باب مجرد را به باب تفعيل ببريم معناي «ترتيل» بدست ميآيد:
«جمع كردن و هماهنگي و نظام بخشيدن چيزي بر طريق مستقيم»
كه طريق مستقيم نسبت به هر چيزي معناي متناسب با آنرا خواهد داشت.
آيات قرآن از نظم و چينش خاصي برخوردار است كه با هدف درمان فكر و روح بشر و هدايت و ارشاد آنها به قلههاي كمال انسانيت هماهنگ گرديده است از اين رو «ترتيل قرآن»:
«نظم و چينش خاص آيات، هماهنگ با تأمين نيازهاي فكري ـ روحي بشر با اهداف درمان فكر و روح و ثبات بخشي به قلب مؤمنين و هدايت و ارشاد آنها به قلههاي كمال بشري»
خواهد بود.
از آنجا كه قرآن با روح بشر، سروكار دارد اين «چينش و انتظام» هم در بخش «الفاظ قرآن» و هم درحوزة «محتوا و معاني آيات» مطرح است كه هم زيبائي ظاهر و هم عمق باطن را گويا است.
با توجه به معاني سه واژه فوق و مفهوم تدبر كه قبلاً ذكر گشت معلوم ميگردد:
كه از پنج عنواني كه براي برخورد با قرآن مطرح ميگردد اصالت با «جريان تدبر» يا «جريان تلاوت راستين» است كه «قرائت» بعنوان بخشي از «ترتيل» و ترتيل به عنوان روش و شيوة «جريان تدبر» مطرح است که از اين بيان اهميت و ضرورت بحث «تدبر در قرآن» روشن ميگردد.
هـ «تدبر در قرآن» در دو سطح« عمومی و تخصصی» و در سه حوزه «ترجمه, تفسير, تأويل» مطرح ميگردد.
در سطح عمومي آنچه مطرح است كار تدبر بر يكي از ترجمههاي معتبر است كه اين سطح همة اقشار مختلف را در بر ميگيرد و تنها شرط ضروري آن داشتن سواد و برخورداري از يك ترجمة معتبر است و آنچه در اين جزوه در پي بيان آن هستيم همين سطح ميباشد.
و. تدبر در آيات نيازمند زمينههاي مناسبي ميباشد كه در بستر آن «تدبر» صورت بپذيرد. شناخت و اعتراف به شأن قرآن و موقعيت خود در برابر قرآن قدم اول در پيدايش زمينة مناسب ميباشد. قدم بعدي در زمينهسازي. زمانها و جايگاههاي مناسب تدبر خواهد بود.
پس از زمينه سازي، نوبت به تحصيل «شرايط تدبر ميرسد كه اين شرايط همان «كليدهاي تدبر در قرآن» هستند و در سطح مورد نظر اين جزوه تنها كليدهاي عام ضروري ميباشد.
نكتة مهم اين است كه گاها در نگاه اوليه بحث زمينهها و كليدهاي تدبر بحث غيرضروري به نظر ميرسد و تنها ذكر شيوههاي تدبر لازم ميآيد ولي در عمل به تجربه ثابت گرديده است كه از لحاظ روحي بدون توجه به زمينهها و كليدها به هيچ وجه استفاده كامل از شيوهها و عمل به نتايج آن ميسر نميگردد.
ز. نظر مقام معظم رهبري در باب «تدبر در قرآن»:
ـ طلبهها بايد با قرآن بصورت «تدبر» مأنوس شوند تا بتوانند چيزهايي را از قرآن بفهمند. تدبر در قرآن، براي همه مفيد است و هر كسي به قدر ظرفيت فكري خودش، استفاده ميكند. (سخنراني در جمع طلاب علوم ديني در مدرسة فيضيه 11/9/1366)
ـ من از شما برادران طلبه خواهش ميكنم، ... هر روز قرآن را با تدبر بخوانيد و هرگز آن را رها نكنيد. (سخنراني در جمع طلاب مشهد 10/6/67)
ج. در طول سالهايي كه از عصر نزول قرآن ميگذرد به غير از زمان حيات پيامبر اسلام(ص) همواره جريان تدبر و تفكر در قرآن، يعني جرياني كه اهلش را به شور و حركت و حضور در صحنههاي زندگي اجتماعي بكشانند و از بيتفاوتي و غفلت از سرنوشت سياسي ـ اجتماعي خود برحذر دارد، مورد غفلت واقع گشته است كه پرداختن به دلايل اين غفلت خارج از اين مقال است اما آنچه لازم به ذكر ميرسد اين است كه بعد از آنكه مجاهد مصلح سيدجمالالدين اسدآبادي «صلاي» بازگشت به قرآن را سر داد، بزرگمردي از سلالة پاك پيامبر برخواست و نهضت عظيمي را در فهم و تدبر قرآن، براه انداخت، او علامه سيدمحمدحسين طباطبايي صاحب تفسير الميزان بود.
در اين عصر پرچم نهضت انس و تدبر در قرآن را شاگرد علامة طباطبايي، استاد معظم آيه الله جوادي آملي عهدهدار ميباشد. اما كسي كه با بيش از بيست و اندي سال تدبر در قرآن توانست شيوهها و روشهاي تدبر را با توجه به زمينهها و كليدها و اصول آن بصورت يك مجموعة مدون و بسيار پرمحتوا براي ما فراهم آورد حضرت استاد، مفسر بزرگ حجهالاسلام دكتر ولي الله نقيپورفر بود كه با كتاب شريف «پژوهشي پيرامون تدبر در قرآن» بخش عمدهاي از راهي كه هر مسلمان متدين به قرآن بايد بپيمايد را در اختيار او قرار داده است.
جزوة حاضر به طور كلي خلاصهاي مفيد و به زبان ساده از سطح عمومي تدبر كه در اين كتاب مطرح گرديده است، ميباشد. اميد است كه اين مجموعه بتواند زمينهاي جهت فهم بيشتر و بهتر اين كتاب باشد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
مقدمه: آشنایی اجمالی با بحث تد
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: گنجينه :: تدبر در قرآن-
پرش به: